دوره و شماره: دوره 10، شماره 37، پاییز 1403 (شماره شاپا:۵۵۲۸_۲۶۴۵) 

رویکرد نیروهای سیاسی اصلاح طلب به چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران

صفحه 1-27

نبی وحدانی وشمه سرایی، اسدالله اطهری

چکیده هر جریان سیاسی در انتخابات از الگوها و روندهای خاصی جهت پیروزی در انتخابات استفاده می­‌کند، چرا که هدف اساسی هر حزب و نیروی سیاسی، کسب قدرت است. البته باید توجه کرد که در هر کشوری مقتضیاتی وجود دارد که نیروهای سیاسی بر اساس آن شرایط به اتخاذ الگوهای خاصی در انتخابات روی می‌آورند. به طور کلی مقتضیات داخلی، جهانی، شرایط جریان سیاسی مقابل، تکنولوژی فناوری اطلاعات نقش خاصی در اتخاذ الگوهای انتخاباتی در همه انتخابات همچون یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری وجود دارند. جریان اصلاح طلب در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری جهت کسب قدرت به اتخاذ تاکتیک‌های خاص انتخاباتی همچون ایجاد نشاط سیاسی و جلوگیری از شکل گیری سیاست تحریم انتخاباتی، بهره­گیری از نخبگان انتخاباتی، رفع بحران‌های کشور همچون بحران هسته­ای و چالش‌های اقتصادی، ائتلاف‌های انتخاباتی، تاکید بر حقوق سیاسی- اجتماعی مردم، متهم کردن جریان مقابل به ناکارامدی، تاکید بر نقش طبقه متوسط، بهرهگیری از شبکه‌های اجتماعی می‌توان اشاره کرد.

رویکرد طبقه متوسط به چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران

صفحه 29-54

احمد نخعی، مسعود مطلبی

چکیده هر طبقه ­ای در انتخابات از الگوها و روندهای خاصی جهت پیروزی استفاده می‌کند، چرا که هدف اساسی هر طبقه از جمله طبقه متوسط، حفظ و افزایش منافع طبقه خود است. البته باید توجه کرد که در هر کشوری همچون ایران مقتضیاتی وجود دارد که  طبقات اجتماعی بر اساس آن شرایط به اتخاذ الگوهای خاصی در انتخابات روی می‌آورند. طبقه متوسط در ایران در هر انتخاباتی بخصوص انتخابات ریاست جمهوری بر اساس مختصات درونی خود، مقتضیات داخلی، شرایط اقتصادی کشور، تکنولوژی فناوری اطلاعات و نحوه حضور کاندیداها و  نهادهای انتخاباتی رفتار کرده است. سوال و هدف محوری طبقه متوسط در چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1403 است. با اتخاذ روش توصیفی- تحلیلی می­توان گفت که  طبقه متوسط در چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری با رویکرد مشارکت فعال تلاش کرد که کاندیدای مورد نظر خود در انتخابات پیروز شود. یافته­های این پژوهش بیانگر این است که طبقه متوسط با اتخاذ الگوهای انتخاباتی و تبلیغاتی­هایی همچون رای منفی به جریان مخالف، کاهش مطلوبیت­ها و انتظارات از انتخابات نسبت به گذشته، ائتلاف به اصولگرایان معتدل و میانه­ رو، ائتلاف‌های انتخاباتی، تاکید بر حقوق سیاسی-اجتماعی مردم، متهم کردن جریان مقابل به ناکارامدی و بهره گیری از شبکه‌های اجتماعی ضمن تاثیرگذاری بر سایر طبقات از طریق کاندیدای مورد نظر اصلاحات در کشور انجام دهد.

جامعه‌شناسی سیاسی هابرماس: نگاهی به نظریه کنش ارتباطی و حوزه عمومی

صفحه 55-67

علی خانی، حسن شمسینی غیاثوند

چکیده یورگن هابرماس، فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی، در نظریه‌های خود به تحلیل روابط پیچیده میان قدرت، جامعه مدنی و دموکراسی پرداخته است. یکی از ارکان اصلی تفکر هابرماس، مفهوم کنش ارتباطی و تأکید او بر حوزه عمومی است. در جامعه‌شناسی سیاسی هابرماس، اهمیت اساسی به تعاملات آزاد و عقلانی میان افراد داده می‌شود که می‌تواند به تقویت دموکراسی و مشروعیت قدرت منتهی شود. هابرماس در نظریه کنش ارتباطی تأکید دارد که کنش اجتماعی باید بر اساس فهم مشترک و گفت‌وگوی عقلانی بین افراد باشد. در این فرآیند، افراد در پی رسیدن به تفاهم و توافق هستند، نه صرفاً دنبال منافع شخصی یا سودجویی. کنش ارتباطی، برخلاف مدل‌های سنتی و مبتنی بر سلطه، به افراد امکان می‌دهد تا از طریق گفت‌وگو به تبادل نظر بپردازند و در نهایت به تصمیمات دموکراتیک برسند. در این چارچوب، قدرت مشروع فقط زمانی به‌دست می‌آید که فرآیندهای اجتماعی و سیاسی بر اساس گفتگوهای آزاد و عقلانی شکل گیرند. یکی دیگر از مفاهیم کلیدی در نظریه هابرماس، حوزه عمومی است. هابرماس این مفهوم را به‌عنوان فضایی اجتماعی و دموکراتیک تعریف می‌کند که در آن افراد می‌توانند به‌طور آزادانه و بدون دخالت نهادهای دولتی یا اقتصادی، به بحث و تبادل نظر پیرامون مسائل اجتماعی و سیاسی بپردازند. در حوزه عمومی، افراد به ‌عنوان شهروندان آزاد و برابر، می‌توانند از طریق گفت‌وگو بر فرآیندهای سیاسی و تصمیم‌گیری‌ها تأثیر بگذارند. هابرماس معتقد است که در جوامع مدرن، این حوزه عمومی به ‌ویژه از طریق رسانه‌ها و فضای عمومی، باید به‌طور فعال حفظ و گسترش یابد. اما او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که در دنیای معاصر، رسانه‌ها و فضای عمومی تحت تأثیر نهادهای تجاری و اقتصادی قرار گرفته‌اند و این امر موجب تحریف و کاهش کارکرد واقعی حوزه عمومی می‌شود.