مختصات سیاست دینی رضاشاه
صفحه 1-22
سمیه ملکیان
چکیده همواره دین در ایران به طرز شگفتآوری و چشمگیری در زندگی سیاسی یک بازیگر سیاسی بوده است. حتی می توان گفت که بیشتر تحولات و نزاع های سیاسی- اجتماعی سیاسی معاصر ایران پیرامون دین بوده است. بنابراین مناسبات دین، سیاست و جامعه در تاریخ ایران همواره بازتولید شده است. پرسش اصلی این است که الگوی جامعهشناختی سیاست مذهبی رضاشاه از چه مختصات سیاسی- اجتماعی برخوردار بوده است. با بهره گیری از روش تحلیلی می توان گفت که رضاشاه به الگوی سکولاریسم و جدایی دولت از دین پایبند بوده است. این مقاله با تمرکز بر اوایل دوره پهلوی، قصد دارد گرایشها و فرآیندهای توسعه مسیحیت در میان ایرانیان و همچنین شرایطی را که در آن باورهای پروتستان توسط نوکیشان ایرانی منتقل، مورد بحث و جذب قرار گرفت، نشان دهد. در دوره رضاشاه، نوکیشان با ساختن و تصور هویت خود، با حفظ ارزشمندترین ویژگی - زبان فارسی - ایرانی باقی ماندند. بنابراین، تغییر مذهب با مفهوم ایرانیت مرتبط بود، اما جایگزینی برای سیاست ملی دولت در آن زمان بود. یافتههای پژوهش بیانگر است که سیاست مذهبی رضاشاه هم ابعاد سلبی و هم ایجابی همچون رواج ناسیونالیسم رمانتیک، جدایی دین از حکومت، اصلاحات تفکیک سیاست ورزی از سایر موضوعات در جامعه، گذار از سنتگرایی به مدرن گرایی و نوگرایی دینی بود.
تاثیرات حمله اسراییل به ایران بر جامعه شناسی سیاسی ایران
صفحه 23-42
فاطمه قدم نژاد، حسن شمسینی غیاثوند
چکیده در عصر جهانی شدن همه ابعاد زندگی انسان ها دستخوش تغییر و دگوگونی شده است، چنانکه جهانی شدن بر انسجام، اعتماد و رفتار اجتماعی تاثیرات چندگانه گذاشته است. شواهد نشان میدهد که تاثیرات منفی مثبت جهانی شدن بر انسجام و همگرایی ملی همزمان بوده است. با این توضیح که اگر در عصر جهانی شدن به یک کشور حمله شود، امکان انسجام و همگرایی بیش از دوره گذشته می شود. سوال و هدف محور اصلی پژوهش این است که حمله اسراییل با همکاری امریکا در سال 2025 چه تاثیراتی بر همگرایی ملی و اعتماد اجتماعی گذاشته است. با اتخاذ روش توصیفی- تحلیلی می توان گفت که حمله اسراییل با ایران از ابعاد مختلف جامعه شناختی قابل بررسی است. از منظر انسجام ملی میتوان به این نکات اشاره کرد؛ همبستگی ملی، اعتماد اجتماعی، انسجام بین نیروهای سیاسی داخلی و اکثر نیروهای خارجی، تقویت ناسیونالیسم ملی- دینی، فرسایش اخلاقی ایده غرب در ایران؛ همگرایی نسل زد با نسل های پیشین ایران، افزایش جایگاه امنیت در اذهان نسل های نوین و زحمی شدن روح ایرانیان.
تبیین سیاست خارجی امریکا با چین در دوره ریاست جمهوری جو بایدن (2020 تا 2024)
صفحه 43-66
رضا منصوری، رضا شیرازی
چکیده جهانی شدن در سیاست خارجی تمایل به افزایش وابستگی متقابل و ارتباط متقابل جریانهای مردم، کالاها، خدمات، اطلاعات، فناوری و سرمایه دارد. با پشتیبانی انقلاب فناوری در قرن بیست و یکم، شکلگیری بازار و فرهنگ با ابعاد جهانی، تجارت و تولید شبکهای را افزایش داده است. در دنیای جهانی شده، پیشرفتهای فناوری و دسترسی تقریباً نامحدود به اطلاعات، نمونههایی از افزایش ارتباط متقابل و وابستگی متقابل کشورها فراتر از سطح دولت - حکومت هستند. سوال و هدف محوری این پژوهش مختصات سیاست خارجی امریکا در دوره جو بایدن ( 2020 تا 2024) با چین است. با بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی میتوان گفت که در سطح کلان سیاست خارجی آمریکا در دوره بایدن بر محور حفاظت از امنیت ملی، پیشبرد دموکراسی و حقوق بشر، ترویج ارزشهای آمریکایی و مدیریت رقابت استراتژیک با چین از طریق اتحادها و تعاملات بینالمللی متمرکز است. در مقابل، سیاست خارجی چین بر اصول اساسی همزیستی مسالمتآمیز، احترام متقابل به حاکمیت، عدم مداخله و منافع متقابل تمرکز دارد و بر رشد اقتصادی داخلی، ثبات منطقهای و شکلدهی به هنجارهای جهانی در حوزههای نوظهور مانند فضا و اینترنت تأکید دارد. اما در سطح خرد می توان گفت که در دوره ریاست جمهوری جو بایدن سیاست خارجی امریکا با چین با مختصاتی همچون کاهش تنشهای سیاسی- نظامی، گذار از سیاست ترامپ، فرا آتلانتیک گرایی، چندجانبه گرایی، اجماع جهانی علیه چین و سرمایه گذاری بر هوش مصنوعی جهت کاهش قدرت فنی و اقتصادی چین صورتبندی شده است.
