جامعه‌شناسی سیاسی هابرماس: نگاهی به نظریه کنش ارتباطی و حوزه عمومی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد علوم سیاسی،گرایش علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران: نویسنده مسئول

2 استادیار علوم سیاسی، واحد تاکستان، دانشگاه آزاد اسلامی، تاکستان، ایران

چکیده
یورگن هابرماس، فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی، در نظریه‌های خود به تحلیل روابط پیچیده میان قدرت، جامعه مدنی و دموکراسی پرداخته است. یکی از ارکان اصلی تفکر هابرماس، مفهوم کنش ارتباطی و تأکید او بر حوزه عمومی است. در جامعه‌شناسی سیاسی هابرماس، اهمیت اساسی به تعاملات آزاد و عقلانی میان افراد داده می‌شود که می‌تواند به تقویت دموکراسی و مشروعیت قدرت منتهی شود. هابرماس در نظریه کنش ارتباطی تأکید دارد که کنش اجتماعی باید بر اساس فهم مشترک و گفت‌وگوی عقلانی بین افراد باشد. در این فرآیند، افراد در پی رسیدن به تفاهم و توافق هستند، نه صرفاً دنبال منافع شخصی یا سودجویی. کنش ارتباطی، برخلاف مدل‌های سنتی و مبتنی بر سلطه، به افراد امکان می‌دهد تا از طریق گفت‌وگو به تبادل نظر بپردازند و در نهایت به تصمیمات دموکراتیک برسند. در این چارچوب، قدرت مشروع فقط زمانی به‌دست می‌آید که فرآیندهای اجتماعی و سیاسی بر اساس گفتگوهای آزاد و عقلانی شکل گیرند. یکی دیگر از مفاهیم کلیدی در نظریه هابرماس، حوزه عمومی است. هابرماس این مفهوم را به‌عنوان فضایی اجتماعی و دموکراتیک تعریف می‌کند که در آن افراد می‌توانند به‌طور آزادانه و بدون دخالت نهادهای دولتی یا اقتصادی، به بحث و تبادل نظر پیرامون مسائل اجتماعی و سیاسی بپردازند. در حوزه عمومی، افراد به ‌عنوان شهروندان آزاد و برابر، می‌توانند از طریق گفت‌وگو بر فرآیندهای سیاسی و تصمیم‌گیری‌ها تأثیر بگذارند. هابرماس معتقد است که در جوامع مدرن، این حوزه عمومی به ‌ویژه از طریق رسانه‌ها و فضای عمومی، باید به‌طور فعال حفظ و گسترش یابد. اما او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که در دنیای معاصر، رسانه‌ها و فضای عمومی تحت تأثیر نهادهای تجاری و اقتصادی قرار گرفته‌اند و این امر موجب تحریف و کاهش کارکرد واقعی حوزه عمومی می‌شود.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله English

Habermas's Political Sociology: A Look at the Theory of Communicative Action and the Public Sphere

نویسندگان English

Ali Khani 1
Hasan Shamsini Ghiasvand 2
1 Master of Political Science, Political Science Major, Faculty of Law and Political Science, Karaj Branch, Islamic Azad University, Iran: Corresponding Author Khani.6190@yahoo.com
2 Assistant Professor of Political Science, Takestan Branch, Islamic Azad University, Takestan, Iran
دوره 10، شماره 37
شماره شاپا:۵۵۲۸_۲۶۴۵
پاییز 1403
صفحه 55-67