3
دانشجوی دکتری جامعه شناسی،دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
چکیده
فرهنگ نقش بسیار مهمی در اندیشه های سیاسی جدید دارد و به نوعی پارادایم جدید در اندیشه سیاسی را میتوان پارادایم فرهنگی و زبانی دانست. این مقاله به نقش زبان و فرهنگ از نگاه دو متفکر در دو سنت متفاوت یکی در پارادایم راست و دیگری در چپ پرداخته است از طریق عامل فرهنگ، یافته های این مقاله عبارت می باشد از اینکه در عصر حاضر دیگر نمیتوان تفکیک دقیقی بین راست و چپ قرارداد و در موضوعات مهم و اساسی که به هویت انسان و میراث مشترک انسانی مربوط می باشد مشابهت های بسیاری در موضوعات دیده میشود از جمله شکل گیری دموکراسی. روش این پژوهش تفسیری می باشد و پرسش آن عبارت از برقراری نسبت بین فرهنگ و دموکراسی از طریق میراث فرهنگی چگونه امکانپذیر میباشد؟ از طریق توجه به میراث فرهنگی میتوان به همگرایی بیشتر میان آرا و عقاید متفاوت فکری و رسیدن به دموکراسی و صلح و دوستی گام برداشت.