کلیدواژه‌ها = لیبرالیسم
منافع ملی

سوسیال دموکراسی و نظریه عدالت جان رالز

دوره 8، شماره 32، تابستان 1402، صفحه 23-43

حسین معدنی، حسن شمسینی غیاثوند

چکیده سوسیال دموکراسی بعنوان آموزه قدرتمند در سده بیستم در جهان غرب بخصوص درباره عدالت اجتماعی شناخته می شود. در همین راستا متفکران غربی همچون درباره سوسیال دموکراسی نظریه پردازی کردند. سوال و محور اصلی این پژوهش درباره تعامل اندیشه سیاسی جان رالز و سوسیال دموکراسی است. آنچه بین نظام های اقتصادی سرمایه داری یا سوسیالیستی به طور گسترده در خطر است چگونگی مسائل مربوط به دموکراسی اقتصادی، کالازدایی و محدودیت‌های بازارها و نقش برنامه‌ریزی اقتصادی دموکراتیک، است که همگی پرسش‌هایی را ایجاد می‌کنند. اولا، مسئله مهم عدالتی است که تنها با تمرکز بر مسائل مالکیت به خوبی به دست نمی آید. ثانیاً، هدف آن نشان دادن این است که چگونه سوسیالیسم دموکراتیک را می توان از پایه های رالزی توسعه داد، به گونه ای که به قرابت های هنجاری بین برابری طلبی لیبرال رالزی و سوسیالیسم دموکراتیک حساس باشد و به دقت به انواع مختلف عناصر نهادی توجه کند. البته هم «سوسیالیسم لیبرال دموکراتیک» و هم «دموکراسی مالکیت» ممکن است عدالت را تحقق بخشند. هیچ طبقه ممتازی را نمی‌توان اجازه داد که قدرت اقتصادی را به سلطه سیاسی تبدیل کند. هر دو همچنین حقوق سیاسی و حاکمیت قانون را حفظ می کنند، یک حوزه عمومی قوی را تشویق و انتخابات عادلانه را تضمین می کنند. پذیرفتن جهان آنگونه که می یابیم پیش شرط عمل است، اما تأیید تجارب بی عدالتی ایجاد شده توسط جهانی که در آن اکثر ما در فراوانی که ایجاد می کنیم سهیم نیستیم، کم رنگ می کند.

صورت بندی انسان در اندیشه سیاسی جان رالز

دوره 8، شماره 31، بهار 1402، صفحه 35-54

سعید علیزاده، مالک ذوالقدر

چکیده انسان شناسی محور تعیین کنندگی اندیشه سیاسی تلقی می شود، در واقع بدون انسان شناسی، اندیشه سیاسی معنا نخواهد داشت. در همین راستا جهت فهم اندیشه سیاسی هر متفکری باید در ابتدا هستی شناختی و  انسان شناختی آن متفکر را فهمید.  به  همین دلیل انسان شناسی جان رالز باعث فهم عدالت و مختصات آن می شود. سوال و هدف محوری این پژوهش تعامل انسان شناسی و عدالت در اندیشه سیاسی جان رالز است. با روش تبیینی می توان گفت که انسان شناسی رالز خاستگاه لیبرالیستی مبتنی بر حق مداری، عقلانیت، برابری و فردگرایی است. در واقع نظریه رالز تلاشی است برای یافتن مبانی فلسفی عمیق‌تر برای مدل ساده‌گرایانه خودگرای عقلانی «همو اقتصادی»، که توسط کلاسیک‌های فایده‌گرایی ارائه شده است. ایده کانتی از خودمختاری به عنوان توانایی برای تعیین سرنوشت از طریق قانون اخلاقی برای آن استفاده شد. از سوی دیگر، مفهوم «طرح زندگی» که بیانگر عقلانیت علایق و اعمال یک فرد است و موفقیت در آن «خوشبختی» را به همراه دارد، نظریه رالز را به سمت اخلاق فضیلت ارسطویی سوق می دهد.
 

تاریخ دریافت: 31/01/1402- تاریخ پذیرش: 06/03/1402