بررسی و تحلیل جامعه شناختی انقلاب صنعتی
دوره 10، شماره 39، بهار 1404، صفحه 25-48
علی خانی، غفار زارعی
چکیده انقلاب صنعتی، بهعنوان یکی از مهمترین تحولات تاریخ بشری، از اواخر قرن هجدهم در بریتانیا آغاز شد و ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جوامع را دگرگون کرد. این مقاله با رویکرد کتابخانهای و با استفاده از نظریههای کلاسیک و معاصر جامعهشناسی، به بررسی و تحلیل جامعهشناختی انقلاب صنعتی میپردازد. هدف اصلی، فهم تأثیرات این پدیده بر تغییرات ساختاری، روابط اجتماعی، فرهنگ و هویت، و پیامدهای بلندمدت آن است. یافتهها نشان میدهد که انقلاب صنعتی با ظهور سرمایهداری صنعتی، طبقات جدید بورژوازی و پرولتاریا را شکل داد و جوامع را از کشاورزی به صنعتی سوق داد، که به افزایش نابرابریهای طبقاتی منجر شد. در روابط اجتماعی، افزایش تقسیم کار، همبستگی اجتماعی را از مکانیکی به ارگانیکی تغییر داد، اما شرایط سخت کارخانهها به بیگانگی کارگران و غیرشخصیشدن روابط انجامید. در بعد فرهنگی، انقلاب صنعتی ارزشهای فردگرایی و مصرفگرایی را ترویج داد و نهاد خانواده و نقشهای جنسیتی را بازتعریف کرد. این مطالعه با مقایسه دیدگاههای نظری، مانند نظریه تضاد طبقاتی مارکس و عقلانیشدن وبر، نشان میدهد که انقلاب صنعتی پدیدهای چندوجهی با فرصتها و چالشهای اجتماعی بود. محدودیتهای روش کتابخانهای، مانند نبود دادههای تجربی، و پیشنهادهایی برای بررسی تأثیرات غیرمستقیم انقلاب صنعتی بر جوامع غیرغربی، از جمله ایران، در این مقاله مطرح شده است. این تحلیل، درسهایی برای فهم مسائل اجتماعی معاصر ارائه میدهد.
عرفی شدن در چشم انداز آرا متفکران غربی
دوره 8، شماره 30، زمستان 1401، صفحه 1-23
عبدالرحمن عالم، رضا نصیری
چکیده
چکیده:
مفاهیمی از قبیل سکولاریزاسیون، عرفی شدن، دنیوی گرایی به لحاظ معنایی و مصداقی به یکدیگر نزدیک هستند گرچه تمایز و تفاوتهایی نیز با یکدیگر دارند. اما سه خصلت اساسی عرفی شدن عبارتند از: 1- قدسی زدایی یا افول نقش مذهب در معنی بخشی به سپهر اجتماعی؛ 2- افتراقیابی ساختاری که طی آن نهادهای دینی و نهادهای جامعه عرفی از یکدیگر متمایز میشوند؛ 3- گذار تدریجی ادراک و رفتار دینی به سمت قلمرو عرفی. عرفی شدن جزء لاینفک مدرنیته و روح و جوهر آن میباشد. چرا که مدرنیته خود یک فرهنگ و مذهب میباشد و نباید آن را به معنای جغرافیا و تاریخ در نظر گرفت. نوسازی غربی از چنان قدرتی برخوردار است که به گفته آگنس هلر همه چیز را شبیه خودش میکند. بنابراین با گسترش نوسازی و مدرنیته و سازوکارهای آن، ادیان آسمانی در معرض چالش قرار میگیرند. پست سکولار، وجود و قدرت دین در فرد و جامعه را میپذیرد، اما باز به اصول اصلی سکولاریسم تأکید میکند: 1. دین باید از عرصه سیاست و حکومت عقب نشینی کند؛ 2. دین باید مرجعیت انحصاری علوم تجربی را به رسمیت بشناسد 3. دین خود حاکمیت مردم و حقوق بشر ملتزم نداند.
واژگان کلیدی: سکولاریسم، عرفی شدن، غرب، مدرنیته، پست مدرنیته
تاریخ دریافت: 23/09/1401 - تاریخ پذیرش: 11/10/1401
