نسبت زبان و سیاست در اندیشه سوسور
دوره 6، شماره 24، تابستان 1400، صفحه 105-118
معزالدین باباخانی تیموری، اعظم قربان خانی، فرید معتضدی
چکیده چکیده:
تاثیر سوسور برتفکر قرن بیستم و روی کنشهای نوین در مطالعه زبان، بسیار مهم است. سوسور هم عصر دورکهایم و فروید بود و جریانی هم در زبان شناسی ایجاد نمود و تاثیر زیادی بر روی مکاتب سیاسی از جمله مارکسیسم و روان شناسی اجتماعی، پساساختارگرایی گذاشت. در این مقاله به آراء سوسور و سیر تحول آن از طریق روش ساختارگرائی زبانی پرداخته میشود. سوال اصلی این مقاله عبارت است از اینکه: نسبت زبان و جهان از نظر سوسور چگونه است و از نظر سیاسی سوسور به کدام مکتب سیاسی نزدیک است؟
فرضیه این تحقیق آن است که در سوسور ارتباط زبانی مهم است و زبان از نظر درونی مورد نظر است و به بیرون زبان توجه نمیشود و از نظر سیاسی از آنجا که سوسور سوژه و فردیت را قبول ندارد بنابراین اندیشمند فردگرا و لیبرال نیست و اندیشمندی ساختارگرا زبانی اجتماعی است مانند دورکهایم در جامعه شناسی. تاکید سوسور بر نسبت ارتباطات زبانی است با اولویت "دال"نسبت به" مدلول" و سوسور زبان را از نظر درونی مورد بررسی قرار میدهد.
