نویسنده = مسعود مطلبی

رویکرد طبقه متوسط به چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران

دوره 10، شماره 37، پاییز 1403، صفحه 29-54

احمد نخعی، مسعود مطلبی

چکیده هر طبقه ­ای در انتخابات از الگوها و روندهای خاصی جهت پیروزی استفاده می‌کند، چرا که هدف اساسی هر طبقه از جمله طبقه متوسط، حفظ و افزایش منافع طبقه خود است. البته باید توجه کرد که در هر کشوری همچون ایران مقتضیاتی وجود دارد که  طبقات اجتماعی بر اساس آن شرایط به اتخاذ الگوهای خاصی در انتخابات روی می‌آورند. طبقه متوسط در ایران در هر انتخاباتی بخصوص انتخابات ریاست جمهوری بر اساس مختصات درونی خود، مقتضیات داخلی، شرایط اقتصادی کشور، تکنولوژی فناوری اطلاعات و نحوه حضور کاندیداها و  نهادهای انتخاباتی رفتار کرده است. سوال و هدف محوری طبقه متوسط در چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1403 است. با اتخاذ روش توصیفی- تحلیلی می­توان گفت که  طبقه متوسط در چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری با رویکرد مشارکت فعال تلاش کرد که کاندیدای مورد نظر خود در انتخابات پیروز شود. یافته­های این پژوهش بیانگر این است که طبقه متوسط با اتخاذ الگوهای انتخاباتی و تبلیغاتی­هایی همچون رای منفی به جریان مخالف، کاهش مطلوبیت­ها و انتظارات از انتخابات نسبت به گذشته، ائتلاف به اصولگرایان معتدل و میانه­ رو، ائتلاف‌های انتخاباتی، تاکید بر حقوق سیاسی-اجتماعی مردم، متهم کردن جریان مقابل به ناکارامدی و بهره گیری از شبکه‌های اجتماعی ضمن تاثیرگذاری بر سایر طبقات از طریق کاندیدای مورد نظر اصلاحات در کشور انجام دهد.

رسانه های نوین و سیاست در ایران؛ یک چشم انداز نظری

دوره 9، شماره 34، زمستان 1402، صفحه 17-35

سعید علیزاده، مسعود مطلبی

چکیده رسانه‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی نقشی ضروری در مفهوم جوامع مدرن دارند. اینترنت مانند سایر فناوری ها شکل اجتماعی دارد. با ظهور اینترنت در دهه 1990، گفتمان های اتوپیایی ظهور کردند که اینترنت را به عنوان یک راه حل معجزه آسا برای مشکلات عمده اجتماعی تمجید می کردند. تحقیقات جدیدتر نشان داده است که اینترنت در زندگی روزمره مردم گنجانده شده است و با بافت اجتماعی از قبل موجود ترکیب می شود در حالی که اینترنت منبعی برای جریان آزاد اطلاعات در برخی کشورها و نظام های سیاسی است، می تواند به ابزاری  براتی نظام های سیاسی مستبد برای اقتصادی و اقتصادی نه اهداف دموکراتیک تبدیل شود. این امر قاطعیت زمینه های سیاسی و اجتماعی موجود اینترنت و رسانه های نوین را آشکار می کند. سوال و محور اصلی این پژوهش تاثیرات رسانه های نوین بر فضای سیاسی ایران بخصوص تعامل دولت و شهروندان است. در این راستا با توجه به روش تبیینی، یافته ها نشان می دهد که از یک طرف رسانه ها کارکرد و ظرفیت ها شهروندان بخصوص در چارچوب حکمرانی مطلوب همچون حضور موثر در قدرت، لزوم پاسخگویی دولت، شفافیت و اثر بخشی را  افزایش داده اند. ولی از سوی دیگر رسانه های نوین باعث ایجاد شکاف های نوین همچون شکاف های دیچیتال، بی تفاوتی شهروندان، شکاف بین طبقه متوسط  و سایر طبقات در ایران، انفعال سیاسی و کاهش مشارکت سیاسی اثر بخش شده است.

فقه سیاسی، حقوق بشر، آزادی، دموکراسی، محمدتقی مصباح یزدی

دوره 8، شماره 31، بهار 1402، صفحه 15-33

احمد نخعی، مسعود مطلبی

چکیده مفهوم آزادی در تاریخ ایران به تاریخ معاصر همچون تحولات مشروطه از بعد فقهی و روشنفکری  برمی­ گردد. می­ توان گفت که بزرگترین معمای فقه سیاسی تاریخ معاصر ایران، دموکراسی بوده است که مهمترین مولفه آن آزادی بوده است. به همین دلیل فقهای سیاسی معاصر ایران همچون مصباح یزدی به این موضوع واکنش نشان داده ­اند. سوال و هدف محوری این پژوهش انگاره ­های فقهی-فلسفی محمدتقی مصباح یزدی به آزادی بعنوان بنیاد دموکراسی، انتخابات و حقوق شهروندی است. بر اساس روش تحلیل توصیفی- تحلیلی می­ توان گفت که مصباح  یزدی بر اساس مبانی فکری، کلامی و فقهی با آزادی مواجه شده است. به همین دلیل مصباح یزدی آزادی را وجود آزادی و اراده در وجود انسان می ­داند که لازمه تعالی معنوی انسان است. روش شناسی مصباح یزدی فقه کلاسیک است. مصباح یزدی همچون برخی از علمای بزرگ مانند علامه طباطبایی و شهید مطهری دیدگاهی از عرفان اسلامی ارائه می­ دهند که از یک سو حاصل تحلیل عقلی و از سوی دیگر حاصل آموزه ­های قرآنی و روایی است.
 

تاریخ دریافت21/01/1402- تاریخ پذیرش: 27/02/1402

تجزیه و تحلیل دلایل داخلی تداوم قدرت طالبان در افغانستان

دوره 6، شماره 24، تابستان 1400، صفحه 83-104

محسن صادقی، مسعود مطلبی

چکیده جنبش­های اسلامی در طول تاریخ منشا داخلی و خارجی داشته­اند. در واقع جنبش­های اسلامی به­خصوص جنبش­های متاخر اسلامی و نوبنیادگرایان با توجه به بحران­هایی همانند بحران هویت، عقب ماندگی، جهانی سازی و رسانه ­ها صورت بندی و معنا شده­ اند. در نتیجه تا زمانی که این بحران­ های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی وجود دارند، این جنبش­ها هم بازتولید خواهند شد. سوال  و محور اصلی این نوشتار این است که دلایل بازتولید قدرت طالبان در افغانستان و فقدان مقاومت مردمی چیست. در تجزیه و تحلیل این موضوع باید و در چارچوب دلایل داخلی به بحران هویت در افغانستان، تداوم توسعه نیافتگی، تنش­های قومی و مذهبی، بحران امنیت، فساد اقتصادی گسترده، فقدان حاکمیت قانون و... اشاره کرد. یکی از دلایل ناکامی کشورهای مداخله ­گر در افغانستان همچون امریکا را هم باید در همین چالش­های داخلی این کشور جستجو کرد.