تاثیرات حمله اسراییل به ایران بر جامعه شناسی سیاسی ایران
دوره 10، شماره 40، تابستان 1404، صفحه 23-42
فاطمه قدم نژاد، حسن شمسینی غیاثوند
چکیده در عصر جهانی شدن همه ابعاد زندگی انسان ها دستخوش تغییر و دگوگونی شده است، چنانکه جهانی شدن بر انسجام، اعتماد و رفتار اجتماعی تاثیرات چندگانه گذاشته است. شواهد نشان میدهد که تاثیرات منفی مثبت جهانی شدن بر انسجام و همگرایی ملی همزمان بوده است. با این توضیح که اگر در عصر جهانی شدن به یک کشور حمله شود، امکان انسجام و همگرایی بیش از دوره گذشته می شود. سوال و هدف محور اصلی پژوهش این است که حمله اسراییل با همکاری امریکا در سال 2025 چه تاثیراتی بر همگرایی ملی و اعتماد اجتماعی گذاشته است. با اتخاذ روش توصیفی- تحلیلی می توان گفت که حمله اسراییل با ایران از ابعاد مختلف جامعه شناختی قابل بررسی است. از منظر انسجام ملی میتوان به این نکات اشاره کرد؛ همبستگی ملی، اعتماد اجتماعی، انسجام بین نیروهای سیاسی داخلی و اکثر نیروهای خارجی، تقویت ناسیونالیسم ملی- دینی، فرسایش اخلاقی ایده غرب در ایران؛ همگرایی نسل زد با نسل های پیشین ایران، افزایش جایگاه امنیت در اذهان نسل های نوین و زحمی شدن روح ایرانیان.
جامعهشناسی سیاسی هابرماس: نگاهی به نظریه کنش ارتباطی و حوزه عمومی
دوره 10، شماره 37، پاییز 1403، صفحه 55-67
علی خانی، حسن شمسینی غیاثوند
چکیده یورگن هابرماس، فیلسوف و جامعهشناس آلمانی، در نظریههای خود به تحلیل روابط پیچیده میان قدرت، جامعه مدنی و دموکراسی پرداخته است. یکی از ارکان اصلی تفکر هابرماس، مفهوم کنش ارتباطی و تأکید او بر حوزه عمومی است. در جامعهشناسی سیاسی هابرماس، اهمیت اساسی به تعاملات آزاد و عقلانی میان افراد داده میشود که میتواند به تقویت دموکراسی و مشروعیت قدرت منتهی شود. هابرماس در نظریه کنش ارتباطی تأکید دارد که کنش اجتماعی باید بر اساس فهم مشترک و گفتوگوی عقلانی بین افراد باشد. در این فرآیند، افراد در پی رسیدن به تفاهم و توافق هستند، نه صرفاً دنبال منافع شخصی یا سودجویی. کنش ارتباطی، برخلاف مدلهای سنتی و مبتنی بر سلطه، به افراد امکان میدهد تا از طریق گفتوگو به تبادل نظر بپردازند و در نهایت به تصمیمات دموکراتیک برسند. در این چارچوب، قدرت مشروع فقط زمانی بهدست میآید که فرآیندهای اجتماعی و سیاسی بر اساس گفتگوهای آزاد و عقلانی شکل گیرند. یکی دیگر از مفاهیم کلیدی در نظریه هابرماس، حوزه عمومی است. هابرماس این مفهوم را بهعنوان فضایی اجتماعی و دموکراتیک تعریف میکند که در آن افراد میتوانند بهطور آزادانه و بدون دخالت نهادهای دولتی یا اقتصادی، به بحث و تبادل نظر پیرامون مسائل اجتماعی و سیاسی بپردازند. در حوزه عمومی، افراد به عنوان شهروندان آزاد و برابر، میتوانند از طریق گفتوگو بر فرآیندهای سیاسی و تصمیمگیریها تأثیر بگذارند. هابرماس معتقد است که در جوامع مدرن، این حوزه عمومی به ویژه از طریق رسانهها و فضای عمومی، باید بهطور فعال حفظ و گسترش یابد. اما او همچنین به این نکته اشاره میکند که در دنیای معاصر، رسانهها و فضای عمومی تحت تأثیر نهادهای تجاری و اقتصادی قرار گرفتهاند و این امر موجب تحریف و کاهش کارکرد واقعی حوزه عمومی میشود.
سوسیال دموکراسی و نظریه عدالت جان رالز
دوره 8، شماره 32، تابستان 1402، صفحه 23-43
حسین معدنی، حسن شمسینی غیاثوند
چکیده سوسیال دموکراسی بعنوان آموزه قدرتمند در سده بیستم در جهان غرب بخصوص درباره عدالت اجتماعی شناخته می شود. در همین راستا متفکران غربی همچون درباره سوسیال دموکراسی نظریه پردازی کردند. سوال و محور اصلی این پژوهش درباره تعامل اندیشه سیاسی جان رالز و سوسیال دموکراسی است. آنچه بین نظام های اقتصادی سرمایه داری یا سوسیالیستی به طور گسترده در خطر است چگونگی مسائل مربوط به دموکراسی اقتصادی، کالازدایی و محدودیتهای بازارها و نقش برنامهریزی اقتصادی دموکراتیک، است که همگی پرسشهایی را ایجاد میکنند. اولا، مسئله مهم عدالتی است که تنها با تمرکز بر مسائل مالکیت به خوبی به دست نمی آید. ثانیاً، هدف آن نشان دادن این است که چگونه سوسیالیسم دموکراتیک را می توان از پایه های رالزی توسعه داد، به گونه ای که به قرابت های هنجاری بین برابری طلبی لیبرال رالزی و سوسیالیسم دموکراتیک حساس باشد و به دقت به انواع مختلف عناصر نهادی توجه کند. البته هم «سوسیالیسم لیبرال دموکراتیک» و هم «دموکراسی مالکیت» ممکن است عدالت را تحقق بخشند. هیچ طبقه ممتازی را نمیتوان اجازه داد که قدرت اقتصادی را به سلطه سیاسی تبدیل کند. هر دو همچنین حقوق سیاسی و حاکمیت قانون را حفظ می کنند، یک حوزه عمومی قوی را تشویق و انتخابات عادلانه را تضمین می کنند. پذیرفتن جهان آنگونه که می یابیم پیش شرط عمل است، اما تأیید تجارب بی عدالتی ایجاد شده توسط جهانی که در آن اکثر ما در فراوانی که ایجاد می کنیم سهیم نیستیم، کم رنگ می کند.
اخلاق سیاسی در آرای سعدی؛ با تاکید بر بوستان سعدی
دوره 8، شماره 29، پاییز 1401، صفحه 25-48
حسن شمسینی غیاثوند، فاطمه نوری دورباطی
چکیده با توجه به اینکه اخلاق سیاسی یکی از مهمترین موضوعات زندگی سیاسی همه جوامع بوده است، مورد توجه همه متفکران، فلاسفه، شاعران و ادیبان نیز قرار گرفته است. این موضوع با توجه با ساختار سیاست ورزی، تاریخی و فرهنگی بیش از سایر جوامع بوده است. سوال و محور اصلی این پژوهش مولفه های اخلاق سیاسی در آثار سعدی بخصوص در بوستان است. البته باید گفت که اخلاق سیاسی در ادب نامه ها و آثار ادبی همچون بوستان سعدی با ویژگی های خاصی همچون رفتار حاکمان با مردم، فضیلت مندی، اجتناب از رذیلت اخلاقی و پند ارایه شده است که با سیاست نامه ها و آثار فلاسفه سیاسی متفاوت هستند. با استفاده از روش تحلیل محتوا شاخص های اخلاق سیاسی در بوستان همانند عدالت، مردم مداری، انتقادپذیری و... استخراج شده است. البته این مصادیق اخلاق سیاسی در کتاب بوستان هم شامل حاکمان و هم مردم می شود. به همین دلیل در آرای سعدی برخلاف برخی از دیگر فلاسفه و متفکران، تفکیکی بین اخلاق فردی و اجتماعی و اخلاق دو سطحی وجود ندارد.
اخلاق گرایی در چشم انداز متفکران سیاسی متاخر غرب
دوره 7، شماره 25، پاییز 1400، صفحه 1-19
حسن شمسینی غیاثوند، ابراهیم نیازی
چکیده شهروندان در سده بیست و یکم با سبک زندگی جدید و انتظارات نوین از دولت ها مواجه شدند. این سبک زندگی با چالش ها و بحران هایی برای شهروندان و دولت ها همچون بحران هویت و اخلاقی زیستن مواجه شده است. در واقع محور تعیین کنندگی رویکرد فلاسفه سیاسی پاسخ به بحران های اخلاقی و هویتی مردم در هزاره سوم شده است. بنابراین هدف و سوال اصلی این پژوهش نگرش متفکران سیاسی غرب به خصوص متفکران متاخر غرب همچون مک اینتایر، فوکو و رالز به اخلاق و بررسی دلایل گذار از سیاست به مثابه اخلاق و دنیاگرایی به اخلاق فضیلت محور در سده بیست و یکم است. در جهت تبیین این سوال، به موضوعاتی از قبیل اخلاق فضیلت گرا، اخلاق آیین نامه ای فوکو، نسبیت گرایی پست مدرنیستی، عدالت گرایی جان رالز و... مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. به عبارت دیگر لزوم توجه دولت ها به اخلاقی زیستن شهروندان و گذار از دموکراسی سیاسی به دموکراسی اجتماعی مورد تاکید فلاسفه سیاسی قرار گرفته است
چالش های نظام ترکیبی ریاستی- پارلمانی در جمهوری اسلامی ایران
دوره 6، شماره 24، تابستان 1400، صفحه 19-39
امیرحسین سلیمان فلاح، حسن شمسینی غیاثوند
چکیده
چکیده:
یکی از موضوعات چالش برانگیز در جهان کنونی ، تداخل قوا در یکدیگر است، به خصوص اینکه قدرت قوه مجریه نسبت به سایر قوا از جمله قانونگذاری افزایش یافته است. این موضوع در کشورهایی همانند ایران که از ابتدا با چالش های تاریخی درباره تفکیک قوا مواجه بوده اند با چالش های بیشتری مواجه شد. محور و هدف اساسی این پژوهش پرداختن به چالش های نظام شبه ریاستی- شبه پارلمانی در جمهوری اسلامی ایران می باشد. این چالش بهخصوص در بعد اختیارات ریاست جمهوری بیشتر محسوس بوده است. در دوره های مختلف ریاست جمهوری افزایش شکاف بین قوا به خصوص بین قوه مجریه و قوه مقننه باعث ارایه نظریه های مختلف از جمله گذار به نظام پارلمانی، لزوم دگردیسی در نحوه انتخاب و اختیارات ریاست جمهوری شد. همچنین این چالش ها از ابعادحقوقی، سیاسی، کارکردی مورد بررسی قرار گرفته است. چنانکه از بعد چالش های حقوقی همچون نوع نظارت رئیس جمهور، تعامل مجلس و مجریه و همچنین از بعد کارکردی بایسته های گذار از نظام شبه ریاستی- شبه پارلمانی مورد بررسی قرار گرفته است.
