واکاوی نظریه الیتیسم و جایگاه نخبگان حکومتی در ایران دوره قاجار و پهلوی برمبنای نظریه نخبه گرایی موسکا

چکیده

 
فرزانه نظام آبادی[1]
چکیده:
در این مقاله، ما با رویکرد جامعه شناسی تاریخی، بر اساس نظریه نخبه گرایی « پاره تو و موسکا»، به تحلیل عملکرد نخبگان عصر پهلوی، در روند توسعه یافتگی ایران می پردازیم. نخبگان ایران در تاریخ عصر پهلوی، به سه دسته تقسیم شده اند: 1. بخشی از نخبگان حاکم که اساسا خواهان توسعه کشور نبودند؛ 2. عده ای از نخبگان حاکم که در پی اصلاح و نوسازی بودند؛ 3. نخبگان فکری. این مقاله، در صدد پاسخگویی به این سوال است که چه عوامل و کنشگرهایی، زمینه و بستر لازم را برای ناکامی نخبگان عصر پهلوی در روند توسعه یافتگی ایران فراهم آورده است؟ فرضیه مقاله، این است که عواملی از قبیل ساختار سیاسی استبدادی، فرهنگ توسعه نیافته، دخالت بیگانگان در امور ایران، ضعف عملکرد شاهان و فرمانروایان، نقش مخرب نظام اقتصاد جهانی و عملکرد نخبگان در نوسازی و توسعه به شیوه غربی، همگی زمینه ساز ناکامی نخبگان عصر پهلوی در روند توسعه یافتگی ایران شده است.



[1] - کارشناسی ارشد جامعه شناسی انقلاب اسلامی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
fnezamabadi54@gmail.com

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Exploring elitism theory and the position of the ruling elite in Iran Qajar and Pahlavi era based on Moscow elitist theory